این را می نویسم به دو بهـانه ی زیبا و دوست داشتنی :
1- برای تبریک به تو، خــواهر خوبم که در رشته ی حفظ سی جزء (مسابقات قرآنی بیت الاجزان) رتبه ی
اول رو کسب کردی ... بالندگی ات پیـــــاپی خواهرم، همیشه برایت از خداوند نور می خواهم و شادی ...
این شعر تقدیم به تــو، تـــو که همیشه مهربانی و به این اندازه لطیف ...
2- فرارسیدن بهــــاری دیگر ... این فصل زیبای پر شــور .. به همگی شما دوستان عزیز و همیشه
مهربانم تبریک ... تا سراسر باشد آرامش، شادی، سلامتی، سعادت؛ سال جدید ...
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید
به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها
تپش تبزده نبض مرا می فهمید
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو ومن به تفاهم نرسید
خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید
منکه حتی پی پژواک خودم می گردم
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید
یاعلی ...